به گزارش «فردا»، علی لاریجانی در گفت و گو ویژه خبری گفت: بخش عمدهای از مردم تصورشان در باره نتیجه انتخابات با نتیجه رسمی متفاوت است. باید به این تصور احترام گذاشت و حساب این جمعیت زیاد را با گروهی اغتشاشگر مخلوط نکرد.
وی با اشاره به مشارکت 85درصدی مردم در انتخابات آن را بی نظیر دانست و راه قدردانی از آن را «صیانت از آراء برشمرد».
رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین در باره برخی شائبهها گفت: اگرچه شورای نگهبان را افراد متدینی تشکیل میدهند اما کاش برخی اعضای آن به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمیشدند.
علی لاریجانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: شورای نگهبان باید از همه ظرفیتها استفاده کند تا اعتماد مردم در رسیدگی به تخلفات جلب شود .
رئيس مجلس شوراي اسلامي درباره وجود شائبه تخلف در ا نتخابات گفت:البته من در مقامي نيستم که بتوانم قضاوت جامعي دراين خصوص داشته باشم زيرا اين وظيفه ناظران و شوراي نگهبان بايد اظهار نظر کنند اما با وجود فرآيند قانوني که براساس آن مجريان و ناظران و نمايندگان نامزدها سرصندوق ها هستند درباره سازوکار قانوني تامل شده است.
وي در عين حال افزود: ممکن است تخلفاتي نيز وجودداشته باشد و وجود شوراي نگهبان به عنوان ناظر به همين دليل است که اگر تخلفي صورت گرفته آن را بررسي کند.
رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: راه هاي قانوني براي رسيدگي به اعتراضات باز است و ما بايد با مهرباني و متانت اين مسير را طي کنيم.
وي با اشاره به اظهار نظر آقاي رضايي مبني بر اينکه در برخي صندوقها بيشتر از آمار واجدان شرايط منطقه آراء به صندوقها ريخته شده است گفت: البته نمي دانم اين حرف درست است يا نه اما ممکن است تخلفي باشد که شوراي نگهبان بايد رسيدگي کند.
رئیس مجلس از نامزدها خواست مطالبات خود را در چارچوب قوانین پیگیری کنند.
به نوشته «خبر»، وی همچنین با اشاره به اینکه حساب اکثریت مردم از عدهای آشوب طلب جداست به نیروی انتظامی و بسیج گفت که با مردم مهربان باشند.
لاریجانی گفت: صداو سیما نباید به گونهای رفتارکند که موجب تحریک احساسات مردم باشد.
وی همچنین اظهار کرد: مسئولان باید فضایی را ایجاد کنند که مردم احساس کنند میتوانند حرفشان رابزنند. مسئولان باید فضایی غیر از خیابانها را برای تجمع در اختیار معترضان قرار دهند و ضمنا صداوسیما فرصت را به منتقدان بدهد.
لاريجاني بر لزوم آرام و معقول کردن فضاي جامعه تاکيد کرد و افزود: هر يک از نامزدها وکلايي براي پگيري کار خود بگيرند که مجلس نيز حتما در پيگيري اين موضوع حساس است.
وي اضافه کرد: کشاندن اين مسائل به خيابان ها به نحوي که موضوع حالت بي شکلي داشته باشد نتيجه بخش نخواهد بود.
لاريجاني افزود: البته من نمي گويم اين موضوع را به خيابانها نکاشنند اما اين نيز داراي قواعدي است و در کشور ما تجمعات چنانچه براساس قانون باشد مانعي ندارد.
وي اضافه کرد: بايد براي تجمعات مجوز بگيرند و در جايي برگزار کنندکه مخل کسب و کار مردم نباشد و اين راه باز است اما چنانچه اين تجمعات بي شکل و بي قانون باشد براي کشور مضرات دارد و مردم را عصباني مي کند.وي گفت:من فکر مي کنم نه بايد موضوع تجمعات را نفي کرد و نه بايد درباره موضوع تقلب فضاي غبار آلودي را پديد آورد که ارزش ومقدار اين انتخابات ضايع شود.
رئیس سابق صدا و سیما با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعه تاریخی تهران افزود:« بویژه پس از سخنان رهبری، لزوم ادامه این مناظره ها برای تنویر افکار عمومی و همین الان احساس می شود».
دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در واکنش به مداخله برخی کشورهای غربی، با ذکر مثال هایی تاکید کرد که «این کشورها بیش از این بی آبرو هستند که نگران ما باشند و از حقوق بشر بگویند».
لاريجاني همچنين با اشاره به بيانيه سناي امريكا درباره مسائل اخير ايران گفت: اين اقدام سناي امريكا يك عمل مفتضحانه و عجولانه بود.
رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران تاکيد کرد که پيوندهاي ديني و عاطفي ميان ملت ايران بسيار عميق است و اين اقدامات آمريکا هيچ تاثيري بر ملت ايران نخواهد داشت .
وی موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران را یک فرصت مناسب و افتخار آمیز دانست.
رئیس مجلس در پایان از مسئولان و نامزدها خواست فضا را آرام کنند.
گفتنی است که وی، چند روز بعد از پایان انتخابات ریاست جمهوری دهم و با توجه به برخی حوادثی که آن را «ناگوار» خواند، وزیر کشور را مسئول این اتفاقات دانسته بود.
رئیس مجلس شورای اسلامی در آغاز جلسه علنی 26خرداد تصریح کرد: این روزها شاهد حوادث و اغتشاشاتی در کشور هستیم که لازم است نسبت به آن احساس مسوولیت کنیم.
لاریجانی خاطرنشان کرد: توصیههای اکید مقام معظم رهبری در رسیدگی به شکایت انتخاباتی شورای نگهبان راهگشا بود و امیدواریم این شورا با دقت و سرعت به این موضوع بپردازد و به جامعه گزارش کند و مردم عزیز را در جریان قرار دهد.
رئیس مجلس خاطرنشان کرد: به همه آقایان (کاندیداها) توصیه میکنیم سیر قانونی را در پیش بگیرند.
وی افزود: از سوی دیگر برخی برخوردهاي نسنجیده و نادرست در کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان و مجتمع مسکونی نمایندگان و چند نقطه دیگر موجب ناراحتی دانشجویان عزیز و ساکنان این مناطق شده است.
زیرا خود من نیز از برخی از این مراکز بازدید داشتم و از چند نفر دیگر از نمایندگان خواستم به این موارد رسیدگی و به مجلس گزارش شود.
لاریجانی اذعان داشت: چه معنایی دارد نیمه شب به دانشجویان در کوی دانشگاه حمله شود و یا ساعت 2:30 بامداد عدهای به مجتمع مسکونی سبحان حمله کنند و آسایش ساکنان را برهم بزنند. وزیر کشور در این زمینه مسوول است و باید پاسخگو باشد.
وی گفت: این موارد هم باید در چارچوب قانونی شکل بگیرد و مجلس شورای اسلامی با جدیت این خواسته را دنبال میکند.
هم چنین شایان ذکر است که وی طی حکمی، هیئتی را برای بررسی وقایع اخیر بویژه حادثه کوی دانشگاه تعیین کرده بود که آنان ضمن دیدار با نامزدهای انتخابات و رئیس مجلس خبرگان رهبری، پس از دیدار با دیگر مسئولان، گزارش خود را در مجلس قرائت کردند
یکی از موضوعاتی که آسیبهای بسیار جدی به ارتباط میان زوجین وارد می کند، خشونت است . ممکن است بتوانید با سعی بسیار، همسرتان را برای خشونتی که نسبت به شما داشته ، ببخشید؛ ولی فراموش کردن آن ، به ویژه اگر تکرار شود بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است.
خشونت ، رفتاری است که در آن ، یک نفر با عمل یا کلام به فرد دیگری حمله می کند و او را مورد آزار و اذیت جسمانی یا روانی قرار می دهد . آنچه درانجام خشونت بسیارآزار دهنده می باشد ، تحقیری است که نسبت به فرد مقابل صورت می گیرد.
افرادی که از خشونت استفاده می کنند، همواره خود را محق می دانند و اعتقاد دارند فرد مقابل با رفتاری که داشته، آنها را وادار به خشونت کرده است . بارها شنیده ایم که گفته اند:« وقتی عصبانی می شوم کنترلی بر رفتارم ندارم ، همسرم باید مراقب باشد تا مرا عصبانی نکند.»
این جمله تکراری هیچ گونه توجیه منطقی ندارد و هرگز قابل قبول نیست . موضوع ناراحت کننده تر اینکه چنین افرادی پس از اِعمال خشونت از همسرشان عذر خواهی می کنند و توقع دارند به سرعت بخشیده شوند و همه چیز به حالت عادی باز گردد که این غیر ممکن است .
ممکن است همسر افراد خشن ، پس از تلاش بسیار و گذر زمان ، آنها راببخشند ، ولی فراموش کردن رفتار پرخاشگرانه آنها ممکن نخواهد بود . افراد پرخاشگر باید به یاد داشته باشند تکرار این گونه رفتارها موجب می شود همسرانشان نتوانند آنها را عمیقاً دوست داشته باشند و این امر قطعاً منجر به دوری قلبها خواهد شد .
به یاد بسپاریم شاید در مواقع بسیاری ، پرخاشگری های کلامی ، آسیب بیشتری به همسر ما بزند . همسران توقع دارند همواره و درهرشرایطی احترام بین ایشان حفظ شود که این یک انتظار منطقی است . همسر ما درهرشرایطی انتظار دارد از او حمایت کنیم و این با پرخاشگری در تضاد مطلق است.
پرخاشگر، یاد گرفته است هرزمان که دچار ناکامی یا ناراحتی شد ، از پرخاشگری استفاده کند ؛ همه ما می دانیم رفتار یاد گرفته شده را می توان کنار گذاشت .
عمده ترین مشخصه افراد پرخاشگر پایین بودن اعتماد به نفس و ناتوانی در برقراری یک ارتباط انسانی است. معمولاً افراد پرخاشگر، زمانی چنین رفتاری دارند که در وضعیت قدرت یا برتری باشند ؛ یعنی زمانی که فرد مقابل آنها قوتی تر باشد ، پرخاشگری نخواهند کرد که این نشان می دهد افراد پرخاشگر ، حسابگرانه پرخاشگری می کنند .
بنابر این گزارش، شبکه خبری سي ان ان مدعی شد: در پي مسدودشدن بسياري از سايت هاي خبري و اطلاع رساني در ايران و عدم در دسترس بودن اطلاعات و اخبار، مسئولين موتور جستجوگر گوگل تصميم گرفتند محدوده اطلاع رساني زبان فارسي را در اين موتور جستجوگر به سيستم هاي جديد خدمات به مشتركان فارسي زبان مجهز كرده تا خدمات بيشتري را به مشتركان خصوصي و عمومي خود ارائه دهند.
سي ان ان در پايان نوشت: اقدام گوگل در واقع ورود به رقابت سخت و نفس گير با "فيس بوك" و "تويتر" است كه در روزهاي اخير منابع اطلاع رساني و اخبار داخلي ایران بوده اند.
گفتنی است گوگل در اطلاعيه اي كه جمعه شب منتشر کرده، افزوده است: براي مردم ايران و مسئولين گوگل بسيار مهم است كه اطلاعات دقيق و اخبار به هنگام حوادث سياسي و اطلاعات اقتصادي و اجتماعي را دريافت و منتشر كنند.
در پیوند با جریان مطالبه خواهی نهادهای مدنی و صنوف حرفهای، ما انجمن مستندسازان سینمای ایران، شمهای از خواستهای سینمای مستند ایران را پیش روی رئیس جمهور آینده میگذاریم و خواهان پاسخگویی روشن به این نیازها هستیم:
1. تعریف شما از نقش و جایگاه سینمای مستند در برنامههای فرهنگی و سینماییتان چیست؟
2. برای کاهش تصدیگری دولت در سینمای مستند چه راهکارهایی دارید؟
3. مستندسازان به خاطر گستردگی و به روز بودن موضوع آثارشان، معمولاً در معرض بدگمانی و بعضاً اتهامهای سیاسی قرار میگیرند. برنامة شما برای ایجاد امنیت آنان چیست؟
4. برای رفع موانع موجود در مسیر عرضة آثار سینمای مستند ایران در سطح بینالمللی (اعم از حضور در جشنوارهها و عرضه در شبکههای تلویزیونی) چه راهکاری دارید؟
5. برای شفاف شدن میزان بودجة سالانه سینمای مستند و نحوة تخصیص آن چه برنامهای دارید؟
6. در جهت ارتقای اقتصاد سینمای مستند، برنامة شما برای حمایت از تولید و خرید فیلمهای مستند چیست؟
7. برنامة شما برای حمایت از عرضه و نمایش گستردة فیلم مستند چیست؟
انجمن مستندسازان سینمای ایران

پس از توقف ناامید کننده تیمهای فوتبال ایران و کره جنوبی، تیم ملی کره شمالی برابر عربستان به تساوی دست یافت تا پس از چهل سال دو کره مستقیماً راهی جام جهانی فوتبال آفریقای جنوبی شوند، عربستان به عنوان تیم سوم به مرحله پلی آف راه یابد و تیم ملی ایران قدرت مطلقه سابق فوتبال آسیا، از حضور در این رقابتها حذف شود و به همین سهولت فوتبال ایران به خاکستر نشست.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، چهارشنبه روز مرگ فوتبال ایرانی بود؛ روزي كه تساوی به رنگ شکست برابر کره جنوبی نصیب ایران شد تا تمامی امیدهای ایران به جدال حساس دو تیم ملی فوتبال عربستان و کره شمالی که از ساعت 22:30 دقیقه چهارشنبه در ورزشگاه ملک فهد شهر ریاض آغاز شد، گره بخورد. عربستان برای صعود مستقیم نیاز به سه امتیاز خانگی داشت اما در برابر تاکتیک دفاعی کره شمالی کاری از پیش نبرد و بدین شکل پایان این رویارویی، خاتمه آخرین اميدهای صعود به جام جهانی باشد و آنچه باقی بماند حسرتي چهار ساله بر دل مردم ایران باشد که امیدوار به برگزاری جشن صعود در این شرایط خاص کشور و افزایش روحیه امید بودند.
با رقم خوردن تساوی بدون گل که بدترین نتیجه ممکن برای تیم ملی ایران بود، تیم ملی فوتبال کره شمالی به طور مستقیم به مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی صعود کرد و تیم ملی فوتبال عربستان نیز به مرحله پلی آف راه یافت تا برای رسیدن به جام جهانی دو بازی دیگر برگزار کند و تساوی تیم های ملی فوتبال عربستان و کره شمالی تنها یک قربانی به نام ایران داشته باشد و تیم ملی فوتبال کشورمان با 11 امتیاز از رسیدن به جام جهانی محروم شود و با کسب جایگاه چهارم میان پنج تیمی که در ادوار پیشین حداقل چهار تیم آن همواره پس از ایران بودند، سوختن و خاکستر شدن آقای سابق مستطیل سبز قاره کهن، برابر دیدگان مردم به تصویر کشیده شود.
اگرچه برای عدهای باور پذیر نبود تیم ملی ایران برابر تیم بیانگیزه كره جنوبي كه از دو بازي قبل، صعودش براي هفتمين بار به جامجهاني مسجل شده و بدون استرس و به گفته سرمربياش براي كمك به همسايه شمالي وارد ميدان ميشود، اینچنین موقعیتها را یکی پس از دیگری از دست دهد و در چنین شرایط حساسی باز هم نتواند طلسم شکست این تیم را در سئول بشکند اما عملکرد ضعیف تیم ملی برابر کره شمالی و امارات نشان داده بود، حتی در صورتی که تیم ملی با تمام توان برابر کره جنوبی ظاهر شود، نمیتواند، این تیم را شکست دهد اما کو گوش شنوا؟!
قطبی از شناختش برابر کره جنوبی و صعود تیم ملی ایران با قاطعیت و خوشبینی زایدالوصفی سخن به میان میآورد اما در آخر مشخص شد تمامی این وعده و وعیدها توسط آنالیزوری که تا سطح سرمربیگری تیم ملی ایران ارتقاء یافته، برای خوش کردن دل مردمی داده شد که به واسطه برخورد همراه با ادب ظاهریاش، مورد احترام بخشی از مردم قرار گرفته بود اماهماینک بزنگاه خوبی برای شناسایی سره از ناسره بود.
شاید عدهای همچون رئیس فدراسیون فوتبال مدعی شوند که قطبی فرصت بازسازی تیم ملی و ایجاد شرایط صعود تیم ملی را نداشته که در پاسخ به این عده باید پرسید که اگر مقرر بود به سرمربی تیم ملی فرصتی بیش از این داده شود، چرا علی دایی از تیم ملی کنار گذاشته شد و از او حتی در صورت حذف تیم ملی از گردونه جام جهانی حمایت نگردید و یا مایلی کهن به عنوان مربی بازیکن ساز که در بلندمدت همواره عملکردش حاصل داشته، حفظ نشد؟ از سویی دیگر آیا شرط عقد قرارداد و تمدید قرارداد میلیاردی قطبی جز این بود که تیم ملی با هدایت وی را از این گردنه صعب العبور رقابتهای مقدماتی با موفقیت گذر کرده و راهی جام جهانی شود؟ حال چگونه است که خون قطبی از خون علی دایی و محمد مایلی کهن رنگینتر شده و با وجود عدم تحقق تعهد علنی قطبی به صعود تیم ملی با ادعایی که از شناخت دو کره داشت، باید او را حفظ کرد؟ آیا پای قرارداد ترکمنچای دیگری شبیه آنچه در تیم پرسپولیس با این مربی ایرانی - آمریکایی بسته شد، در میان است که با فسخ قرارداد همکاری قطبی، رقم نجومیاش هویدا خواهد شد یا روابط در جریان است که از منظر عموم پنهان مانده است؟
البته شايد این شائبهها تنها دلایل تلاش فدراسیون برای طبیعی جلوه دادن عدم صعود تیم ملی به جام جهانی همچون شکست در یک دیدار تداکارتی دوستانه باشد اما واقعیت آن است که این نوع برخورد یک علت دیگر نیز میتواند داشته باشد و آن بیتفاوتی عدهای نسبت به سرنوشت این رشته است که به عدم عرق آنها به فوتبال مربوط میشود و این یک حقیقت است که براي برخیها رفتن يا نرفتن به جامجهاني چندان حائز اهميت نبوده است. همان عدهای که بخشی از شکستهای المپیک نیز ثمره مدیریتشان بود و این بار به خوبی توانستند، کارنامه عملکردشان را با تحمیل یک ناکامی بزرگ دیگر تکمیل نماید. كارنامه مديريتهایی که همچون بالادستیهایشان آكنده از نمرات منفي است اما همچنان در مصدر امور هستند و آنچنان از روحیه خوب، روان کم نظیر و اعتماد به نفس کاذب برخوردار بوده که در چنین شرایطی نیز با خندههايی گزنده سوهان روح ملت شوند و با پنهان شدن پشت سنگر سیار قهرماني نوجوانان در آسيا و درخشش تيمملي فوتسال، وعده برنامهريزي براي جامجهاني آينده را دهند اما آیا جامعه فوتبال کشورمان که درد نرفتن تیم ملی به جام جهانی را برای چهار سال با تمام وجود حس خواهد کرد آنقدر از درک پایینی برخوردار است که باز هم به آنها فرصت دهد؟!
فوتبال ایران هماکنون بیش از هر زمان متوجه شده که با از دست دادن روئسایی همچون صفایی فراهانی و دادکان و خشکیده شدن ریشه خودسری میان روئسای فدراسیونهای ورزشی به عنوان معدود مدیران ارشد چند بعدی ورزش، هر بار چه میزان عقبگرد داشته است و تا چه میزان در جا زده است. اگر مدیریت صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال محصولی به نام صعود به جام جهانی نداشت اما شرایط مالی و رشد درآمدزایی اعجابانگیزی را برای این مجموعه رقم زد و اصول حرفهای همزمان با توسعه مناسبات بینالمللی با FIFA و AFC را آهسته آهسته برای اهالی این رشته به ارمغان آورد و اگر در دوره دادکان در مقایسه با دوران صفایی فراهانی درآمدهای کلان نصیب فوتبال نشد و نگاه اقتصاد اروپایی کاملاً بر فوتبال کشورمان حاکم نبود اما پایههای فوتبال ایران مستحکم و استوار شد و البته تیم ملی ایران نیز در مسیری دشوارتر به سادگی راهی جام جهانی شد و دیدارهای نهایی مسابقات مقدماتی برای تیم ملی فوتبال ایران که جایگاهی شبیه به کره جنوبی حال حاضر را داشت، جنبه تشریفاتی پیدا کرده بود. چگونه است که برخی رسانههای دولتی و حامی دولت یک شبه به این حقیقت پی بردهاند که اشکال در ساختار فوتبال ایران باعث عدم صعود تیم ملی به جام جهانی شده و گرداگرد نام مدیران ارشد این مجموعه و مدیران سایه که تصمیمگیرندگان اصلی بوده و فوتبال ما از جانب آنها سیاسی شده و ضربه خود از مهلکه به دور میماند؟ اگر فوتبال ایران در این دوره دچار ضعف ساختاری شده که مقصر آن همین مدیران هستند و اگر در گذشته شده و مدیران پیشین با وجود این ضعف ساختاری، تیم ملی را به راحتی راهی جام جهانی کردهاند نیز، تقصیر بر عهده همین مدیران فعلی است، چرا که با چنین تعبیری توان مدیریتهای پیشین از حاضرین به مراتب بیشتر بوده که با قرعهای دشوارتر، تیم ملی ایران سادهتر از این به جام جهانی رفت.
حال باید پرسید مدیریت فعلی فدراسیون فوتبال در کدام بخش از موارد فوق به عنوان اساس فوتبال موثر و موفق ظاهر شده است؟ مسئولان غيرمتخصص فدراسيون فوتبال طي دو سال اخير برخلاف مدیران پیشین این مجموعه در عوض درآمدزاييهاي کلان فوتبال، دست خود را مقابل سازمان دراز کرده و به واسطه مطیع بودن و همچنین اهمیت صعود تیم ملی در جایگاه و وجهه عمومی هر دولت در ایران با کمکهای میلیاردی روبرو شدند تا هزار و يك مشكل مالي که به واسطه برخی بیتدبیریها با آن دست و پنجه نرم ميكنند را مرتفع سازند و در این شرایط با عدم صعود به جام جهانی، جایزه شش ميليون فرانك سوييسی صعود به جامجهاني را که ميتوانست بسياري از دغدغههاي مالي فوتبال ایران را برطرف سازد، از دست دادند.
در مباحث فنی نیز عدم توانمندی برای خصوصیسازی تیمها و ناکامی هر چهار نماینده ایران در مرحله مقدماتی جام باشگاههای آسیا پس از حذف تيم جوانان در آسيا، تنها زمین خوردن تیم ملی فوتبال به عنوان پیشانی و نماد فوتبال ایران را کم داشت تا کلکسیون عملکرد فنی ضعیف فوتبال ملی با عدم صعود از گروهی که پس از قرعهکشی مقدماتی جام جهانی -به گواه و تایید مسئولان فدراسیون- گروهی آسان تشخیص داده شده، تکمیل شود و اینچنین آه از نهاد آنهایی که در فوتبال ایران ریشه دارند به واسطه خفت و خاری کشورمان در این رشته، برخیزد.
دلسردي مردم نسبت به ورزش و فوتبال به عنوان پدیدهای که میبایست در کنار سلامت، در توسعه نشاط اجتماعی نقشی کلیدی ایفا کند و سکوهای خالی ورزشگاههای فوتبال که به مفهوم وارد شدن هزار و یک ترکش مستقیم و غیرمستقیم از جمله کاهش درآمدزایی و توقف توسعه این رشته در کشور است، پیش پا افتادهترین و سریعالاثرترین عوارضی است که با عدم صعود تیم ملی به جام جهانی نصیب فوتبال ملی ایران خواهد شد و شاید همین دلیل باشد که فریاد برآورد وای از فردای سیاه فوتبال ایران.
وای از فردای فوتبالی که مدیرانش این ناکامیها امروز را هیچ میشمارند و حاضر نیستند پذیرند، باید جایگاهی که شایستهاش نیستند، به اهلش بسپارند. با این اوضاع نابسامان چه میتوان گفت جز آنکه وای اگر از پس امروز بود، فردایی. وای از آن فردایی که چنین مدیران و مربیان متعهدی خواهد ساختش و برای یک ملت از آن بهرهبرداری خواهد کرد و وای از آن فردایی که در آن قطعاً فوتبال ایران بیش از این دامن اهالی فوتبال خارج خواهد شد.


